سلسله همایش‌های «با افلاکیان خاک‌نشین»

هرجا از بندگان صالح خدا ذکر و یادی شود خیرات و برکات آنجا نازل می شود، بندگانی که چند صباحی در این دنیای خاکی زیستند و دامن به خاکش آلوده نساختند. اینان همان مرواریدهای درخشان و ارجمند الهی هستند که در صدف بی نام و نشان خود دل به عشق بازی با محبوب خویش خوش داشتند و چه بسیار از این دُرهای گرانقدر که در حیاتشان نیز ناشناخته ماندند و تنها محبوبشان آنان را می‌شناخت و شرح و تصویر زندگانیشان در افلاک ثبت است و به راستی که سخن گفتن از آنان که همواره نظر به آسمان داشته و راه محبوب را برگزیدند گویی دمیدن هوای تازه‌ای به حیات خاکی ماست.

موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس از سال ۸۱ تاکنون با برگزاری سلسله همایش‌های با افلاکیان خاک‌نشین به دنبال آن است تا از راه و رسم زندگی بزرگ مردانی بگوید که الگوهای برجسته اخلاق و عرفانند. شاید که بر آسمان دل‌ها هوایی تازه بدمد و گرد و خاک روزمرگی‌ها را با خود ببرد…

اگرچه در ابتدا قدم گذاشتن در چنین مسیری بسیار صعب می‌نمود ولیکن با لطف و عنایت خداوند متعال موفق به خدمت در این عرصه شدیم. در برگزاری این همایش‌ها به دنبال دستیابی به اهداف ذیل بودیم:

  • آشنا کردن جامعه به ویژه جوانان با زیبایی‌های معنویت دینی
  • معرفی الگوهای معنوی معاصر
  • بیان ارزش‌های اصیل معنوی در مقابل ارزش‌های غیر اصیل
  • ارائه معیار جهت تمایز اهل معنی از مدعیان
  • معرفی بعضی آسیب‌های متداول و بیان راه پرهیز یا چاره

فهرست همایش‌های برگزار شده به شرح ذیل تقدیم حضور گردیده و در ادامه امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر نیز وجود دارد:


ای عزیز بدان که دنبال خدا بودن همان عطش زیبا شدن است که هر از چند گاهی اگر دلت نمرده باشد طوفان و طغیان آن را در قلبت احساس می‌کنی اینکه گمشده‌ای داری که تا در دامنش دست نیاویزی آرام نمی‌شوی پس دلت هوای کمالی را دارد که هیچ زشتی و تنگی‌ای در آن نیست و آن خداست. وقتی به سویش رفتی نباید دنیا را کنار بگذاری آنچه باید از آن بگذری تنها سیاهی‌ها و زشتی‌هاست و این نه تنها سخت و دشوار نیست بلکه اگر چندبار آن را تجربه کردی و لذت و حلاوت روشنایی جایگزین آن را چشیدی دیگر از آن دل نخواهی کند.

و این است راه مردان خدا: کسب فضایل اخلاقی، درک کمالات انسانی و چشیدن لذت‌های معنوی. و آیا این زیباترین بهانه حیات نیست؟
ادامه مطلب

چه کسی می‌تواند بگوید لذت‌های عارفانه را دوست ندارد! چه کسی می‌تواند بگوید آرامش، طمأنینه و سبک‌بالی عارفانه را دوست ندارد! چه کسی می‌تواند بگوید پرنده‌تر بودن ز مرغان هوایی بودن عرفا برایش طمع انگیز نیست! چه کسی می‌تواند بگوید قطره اشکی از عشق برایش دلفریب نیست! براستی که همه انسان‌ها مشتاق خدایند، هرچند که عده‌ای این اشتیاق‌ها را به بهانه‌ای اندک معاوضه می‌کنند!
ادامه مطلب

خدای من! می‌خواهم از این غبار تکرار مکررات رها شوم، حصارها را بشکنم و تا آسمان‌ها پر بگشایم. خدای من! می‌خواهم دمی نیز ذوق با تو بودن را به این دل خسته بچشانم. راستی چه شد که عده‌ای از خاکیان عزم افلاک کردند و از این همه سیاهی و غبارها دست شستند و تعلقات دنیوی را کنار گذاشتند؟ آنان که تا عالم نور سفر کردند و به ماندن در این خراب‌آباد رضا ندادند. راستی که در لحظه لحظۀ حیاتشان چه شراب‌ها نوشیدند و چه حلاوت‌ها چشیدند. برای رسیدن به تو تنها یک قدم برداشتند اما آن یک قدم، قدمی بود که بر روی هوی و هوس‌های نفسانی نهادند و چه زیبا بود پاسخ پروردگارشان که چنان می گوارایی به آنان چشانید تا چشم دل از ما سوی الله فروبستند و پس از آن ندیدنی‌ها را دیدند.
ادامه مطلب